خیز شتربان که دمید آفتاب    وقت رحیل است نه هنگام خواب

تانگری از همه وامانده ای     قافله رفته است وتو جامانده ای

                     ای اهل دین  ای اهل ایمان

 قدمها را محکم بردارین که حرم در پیش است وحرامی در پس

اگر خفتی مردی اگر رفتی بردی

امروز دشمن در قالب  اجرای برنامه نظم نوین جهانیش که منجر به  لشکر کشی به کشورهای اسلامی شده اقدام به پیاده کردن پیاده نظامهای خود نموده که یکی از آنها ایجاد فرقه وگروها با طعم های مختلف وخواستگاههای مختلف می باشدانگار مجریان این طرح عظیم فرقه سازی یک مغازه ساندویچی به راه انداخته اند که برای هریک از مشتریان خود ساندویچی با طعم دلخواه او ارایه می دهند

در ادامه مقالات ارایه شده در مورد عرفانهای کاذب  به هفتمین وهشتمین قسمت  آسیب شناسی این فرقه های به ظاهر جذاب می پردازیم.امید انست که مورد قبول مولایمان حضرت صاحب الزمان (عج)قرار بگیرد.

7. کثرت‌گرایی سلوکی

 

  • راه ها به تعداد انفاس خلایق است هیچکدام ترجیحی بر دیگری ندارد. مهم نتیجه است، نه وسیله
  • - سماع و رقص عارفانه به همان اندازه درست است که عرفان اسلامی مبتنی بر شریعت.

 


ادامه مطلب
برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 53

[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 20 ] [ ] [ ]

 

                               بسم الله الرحمن الرحیم                                                                                          

       خیز شتربان! كه دمید آفتاب

 

                     وقت رحیل است نه هنگام خواب

 

                                  تا نگری از همه وامانده‌ای           

 

                                                       قافله رفته است و تو جا مانده‌ای                 




4. مخالفت با ادیان الهی

  • اکنکار: مشکلی که ماهانتا دارد چیره‌گی آموزش‌های غلطی است که روح سابقاً در مورد اینکه، روح القدس چیست، خدا چیست، و خدا چه چیزی نیست، گرفته است. تمام این تصورات اشتباه باید کنار گذاشته شوند ... روحانی‌نما گفته است، شما باید این کار را انجام دهید، اگر این کار بخصوص را انجام ندهید، اگر تقاضای بخشش نکنید و یا اگر در مراسم مذهبی شرکت نکنید، روح جهنمی خواهد شد. ... حال بیشتر افراد به این دلیل در انجام سفر روح مشکل دارند که تمام این مفاهیم غلط، محکم توسط ذهن نگه داشته شده‌اند. (حکمت اک، ذیل عنوان راه‌های پنهان ماهانتا، ص14.)


  • مدعی‌اند با وجود ماهانتا، دیگر نیازی به تعالیم سایر ادیان وجود ندارد. «ماهانتا در هر عصری با شکوه و جلال تازه‌ای ظاهر می‌شود و در بین مردم امروز قدم می‌زند. علم و حکمتی که او استطاعتش را دارد، بسیار پیشرفته‌تر از دکترین‌هایی است که ادیان پر طرفدار جمع‌آوری کرده‌اند، زیرا مأموریت او آموزش دادن تکنیک‌های سفر روح است.» حکمت اک، ص15.


  • مدعی‌اند فرد می‌تواند یهودی یا مسیحی یا مسلمان باشد و به تعالیم اکنکار عمل کند. در عین حال، تأکید می‌کنند که «اکنکار مستقیم‌ترین مسیر به سوی جهان‌های بهشتی سوگماد است.»! (همان، ص16)


  • توئیچل از زبان ربازارتاراز می‌گوید: «هر دینی را که امروزه در قدرت است نام ببر و من به تو نشان خواهم داد که فقط و فقط زائیدة یک وجدان اجتماعی است؛ نه حقیقتی که از جانب سوگماد آمده باشد. همة آن قوانینی که به عنوان قوانین الهی شناخته شده‌اند، چیزی نیست جز یک وجدان اجتماعی متحول شده» دربارة محتوای ادیان نیز می‌گوید این ادیان بزرگ  هیچ محتوایی را بازگو نمی‌کنند «مگر پیکری از احکام و مقررات که از جانب قشر روحانیت رسمی برای تحت کنترل نگاه داشتن پیروان‌شان تنظیم شده است تا بدان وسیله عنان سیاسی و اقتصادی توده‌های مردم را به دست گیرند.» ((سرزمین‌های دور، ص20.))

 

‌‌‌‌
مخالفت با احکام قضایی دین


«اکنون این یک واقعیت علمی مبرهن و مسجّل است که تنبیه کردنِ هر کس به خاطر جنایتی که مرتکب شده، حماقت محض است. این درست به این می‌ماند که کسی را به خاطر مسلول بودن تنبیه کنند و یا چون سرطان دارد او را به زندان بیندازند.»اوشو در ادامه می‌گوید در جامعة ایده‌آل من، دادگاه‌ وجود دارد اما حقوق‌دان‌ها و وکیلان در آن دادگاه‌ها جایی ندارند؛ ژن‌شناسان همه کاره‌اند. اوشو می‌گوید کسی که دست به تجاوز جنسی می‌زند، به هیچ وجه نمی‌توان او را واقعاً مسؤول چنان رفتاری دانست! او یا به دلیل پیروی از کشیش‌ها و ادیانی که عزوبت را رواج می‌دهند به چنین کاری مبتلا شده است و یا به دلیل وجود هورمون‌های جنسی در بدنش به ناچار به چنین عملی کشیده شده است. اوشو در همین زمینه می‌گوید: «مردی که از هورمون‌های جنسی بیشتری برخوردار است باید زنان بیشتری داشته باشد. در مورد زن هم همینطور.» آینده طلایی، ص116-117.

 


ادامه مطلب
برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 39

[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 20 ] [ ] [ ]

بشر چه در گذشته وچه امروز وچه در فردای امروز دنبال حقیقت بوده وهست وخواهد بودواین عطش حقیقت یابی که در نهادوجودی انسان خفته است در طول تاریخ اسیر دامها وانحرافاتی شده است که میتوان علت بعضی از آن انحرافات را در بی اطلاعی از آموزه ای دینی ومعرفتی دانست وصدالبته که مشکل اصلی هم از اینجاسرچشمه میگیردوهمچنین یکی از عوامل هم که از عوامل بیرونی به حساب میاد بحث دشمن هستش.به طور کلی اگر بخواهیم یک تقسم بندی کلی داشته باشیم  این انحراف ازحقیقت ،ریشه در دوعامل درونی و بیرونی دارد

انحراف از حقیقت

1)عامل درونی:بی اطلاع بودن از آموزه های دین.مخلوط کردن دین با هواهای نفسانی.کج فهمی در فهم دین و.....

2)عامل بیرونی:طرح وبرنامه ریزی دشمن در حوزه اندیشه های دینی مانند.شبهه سازی.وارونه نشان دادن دین.غیرعقلانی نشان دادن دین..نشان دادن تصویر خشن ومتحجرانه از دین.تربیت و نفوذ دادن انسانهای به ظاهر روشنفکردینی در معادلات دینی.ترویج بی بندوباری اخلاقی وجنسی بوسیله مقاله وتصویر وفیلم های مستهجن که غالبا در شرکت هالی سینمایی یهودی مسلک هالیوود ساخته میشود.ترویج فرقه ها وجریانهای کاذب در قالب دین ودین گرایی.

با یک نگاه به قران میتوان چهار رابطه را احساس کرد که انبیاهم دنبال مسیر سازی وتفکیک این ارتباطها با یکیدیگر بودند

1-رابطه انسان با خدا

2-رابطه انسان با انسان

3-رابطه انسان با خودش

4-رابطه انسان با طبیعت


ادامه مطلب
برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 100

[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 20 ] [ ] [ ]

 

عضو مجلس خبرگان با تاکید بر اینکه شناخت صحیح و عاقلانه هر آیینی با منابع خودش میسر است گفت: نباید حرف های دشمنان و مخالفان را مبنای شناخت اسلام قرارداد.
منبع خبر: rasanews.ir


آیت الله محمد تقی مصباح یزدی شب گذشته در حسینیه امام خمینی(ره) قم پایه های کفر را بر اساس برخی روایات کبر، حسد و حرص معرفی کرد و گفت: کبر، ابلیس را به کفر کشانید و حسد هم منجر به قتل هابیل توسط قابیل شد و او را کافر کرد و حرص هم یکی از عوامل است که خیلی ها را در ورطه کفر می اندازد.
 
وی پایه های کفر را حالات و صفاتی دانست که در شناخت حق اثر می گذارد و افزود: این عوامل موجب می شود انسان حق را نشناسد.
 
این استاد اخلاق حوزه مراحل تحقیق عاقلانه درباره حقانیت یک دین را اینطور بیان کرد: ابتدا باید منابع شناخت آن دین را پیدا کرد سپس باید برای رفع ابهامات موجود در مطالب به مفسرین مراجعه کند و در آخر باید سعی کند با توجه به گستردگی مطالب یک دین آنها را اولویت بندی کند و از آموختن فرعیات و چیزهایی که ندانستن آن لطمه ای به ایمان نمی زند فعلا صرف نظر کند.
 
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به آیه هفتم سوره آل عمران، آیات قرآن را به محکمات و متشابهات تقسیم بندی کرد و گفت: خداوند در این آیه می فرماید کسانی که دلشان مریض است اول به سراغ متشابهات می روند و فتنه انگیزی می کنند. کسی که به دنبال حقیقت است ابتدا باید محکمات را بررسی کند و بفهمد.
 
آیت الله مصباح یزدی با انتقاد از کسانی که برای شناخت اسلام سراغ مخالفان می روند گفت: برای شناخت صحیح و عاقلانه هر آئینی باید منابع خودش را بررسی کرد نه اینکه حرف های دشمنان و مخالفان را مبنای شناخت خود قرار دهیم.
 
وی بر اساس روایت امیرالمومنین علیه السلام وجود چهار صفت را در شناخت حق مضر دانست و ادامه داد: تعمق به معنای دور افتادن از متن دین، تنازع به معنی جدل های جاهلانه ، زیغ قلب به معنای کج اندیشی، شقاق به معنای تک روی برای جلب توجه در دین باعث انحراف می شود و انسان را در دام کفر می اندازد.
 
این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه دین یک متن اصلی و یک حاشیه دارد، افزود: کسی که می خواهد دین را بفهمد اول باید متن را بشناسد و از آن دور نشود. تعمیق یعنی رها کردن متن اصلی و پرداختن به حاشیه دین، علت پیدایش فرقه ها و مذهب های انحرافی و عرفانهای کاذب همین است.
 
عضو مجلس خبرگان در توضیح مفهوم تنازع گفت: برخی خورد کردن و تحقیر کردن دیگران در بحث را دوست دارند. این عمل جاهلانه تنازع نام دارد. چنین شخصی هیچگاه به حق نمی رسد و خداوند می فرماید «مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ» برخی از مردم در باره خدا بدون هیچ علمی مجادله می کنند و از هر شیطان سرکشی پیروی می نمایند.
 
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به آیه « فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ » اظهار داشت: برخی آیینه دلشان کج است و نمی توانند درست ببینند. اینها خودشان با اینکه راه حق را می شناختند دیگران را گمراه می کنند و خدا کاری می کند که خودشان گمراه شوند و کسی را که خدا گمراه کند هیچ کس نمی تواند هدایت کند.
 
آیت الله مصباح یزدی در بیان معنای شقاق گفت: این صفت از یک خصلت روانی سرچشمه می گیرد که ریشه در خود کم بینی دارد. مانند اینکه انسان فتوایی در دین بدهد که مطابق با نظر هیچ کس نیست برای اینکه خودش را مطرح کند یا در انجام عملی بدعت گذاری کند که به شهرت برسد. به تعبیر حضرت کار بر چنین شخصی دشوار می شود و در بن بستی گرفتار می شود که راه برون رفتی نمی یابد.

 

برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 28

[ دوشنبه 10 بهمن 1390 ] [ 15 ] [ ] [ ]
برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 44

[ دوشنبه 10 بهمن 1390 ] [ 15 ] [ ] [ ]
برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 134

[ يکشنبه 9 بهمن 1390 ] [ 8 ] [ ] [ ]
با كاروان عشق
 

عهد نابستن از آن به كه شكستن

 

(پس از پنجاه سال، پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین علیه‌السلام)

نکثوا ایمانهم من بعد عهدهم (1)

(توبه: 12)

 

چون نامه های کوفه به دمشق رسید، یزید نگران شد و با اطرافیان خود مشورت کرد که که چاره چیست؟ بعضی مورخان نوشته اند، سرجون مشاور رومی او، گفت اگر معاویه در این باره به تو دستوری دهد چه می گویی؟ گفت سخن او را می پذرم. سرجون نامه ای از معاویه به او نشان داد که اگر در عراق دشواری پیش آید، یزید باید کوفه را به عبیدالله پسر زیاد که حاکم بصره است بسپارد (2) پیداست که با ساختن چنین داستان خواسته اند میزان درایت و پیش بینی معاویه را در کارها چنان نشان دهند که او حتی حادثه های پس از مرگ خود را نیز می دانست.

 

آنچه درست بنظر می رسد، این است که یزید از سرجون در این باره نظر خواسته و او عبیدالله را که در این وقت در بصره بسر می برد و یزید با و میانه ی خوبی نداشت، به وی پیشنهاد کرده است. یزید این رأی را پذیرفت و به پسر زیاد نوشت که حکومت کوفه نیز بدو سپرده می شود و باید هر چه زودتر آن شهر را آرام کند.

 

بدون شک اگر مردم کوفه می دانستند او حسین نیست و عبیدالله پسر زیاد است به او امان نمی دادند و در مدخل شهر کارش را می ساختند، امام او تا به داخل کاخ حکومتی نرسید خود را به آنان نشناساند.

 

حقیقت این است که مشاور یزید، سرجون یا هر کس که بود در این باره اشتباه نکرده است. عبید زیر دست پدری تربیت شده بود که سالها در حکومت علی و معاویه حاکم شهرهای عراق بود. بهتر از هر کس از دسته بندیهای بصره و کوفه آگهی داشت. می دانست برای اینکه آشوبی را بخواباند باید از کجا شروع کند، به کجا جاسوس بفرسد، که را به زندان افکند و چه کسی را بکشد. عبید در چنین محیط سیاسی بزرگ شده بود و بخوبی از جزئیات این نوع حکومت اطلاع داشت. هنگام ورود به کوفه روشی را بکار برد که زیرکی و موقع شناسی او را می رساند. او مانند حاکمی که فرستاده ی خلیفه ی شام است و برای آرام ساختن ایالتی سرکش آمده رفتار نکرد. با گروهی از مردم بصره روانه ی کوفه شد. پیش از آنکه به شهر برسد، سر و صورت خود را پیچید، و چون به کوفه درآمد مردم شهر پنداشتند، حسین ابن علی است که به سوی آنان آمده است. به هر جا که می رسید مردم بر پا می خاستند و می گفتند پسر پیغمبر خوش آمدی! اینجا لشکرهای آماده و گوش به فرمان منتظر تو هستند، به این ترتیب او در آغاز کار بی هیچ زحمتی موقعیت کوفه را دانست. از تعداد هواخواهان حسین، سران آنان و آمادگی این هواخواهان مطلع شد.

 

بدون شک اگر مردم کوفه می دانستند او حسین نیست و عبیدالله پسر زیاد است به او امان نمی دادند و در مدخل شهر کارش را می ساختند، امام او تا به داخل کاخ حکومتی نرسید خود را به آنان نشناساند. همین که به قصر رسید یکی از همراهان او بانگ زد، دور شوید! این امیر شما عبیدالله پسر زیاد است. آن وقت مردم دانستند کسی که خود را به این آسانی از چنگ آنان رهاند همان است که برای درهم کوبیدن ایشان آمده است. از یک سو دریغ خوردند که چه فرصتی آماده را از دست داده اند و از سوی دیگر دانستند با چه دشمنی حیله گر و با هوش روبرو شده اند. اگر به جای دوازده هزار تن که با مسلم بیعت کردند دو هزار تن و یا پانصد تن مردم کاردان و دوراندیش در کوفه گرد مسلم حاضر بود، می بایست بی درنگ قصر را فراگیرند، پسر زیاد را دستگیر کنند و بکشند و حکومت آل علی را تأسیس کنند و به دمشق نشان دهند که پهنای کار چند است. اما از همین عقب نشینی می توان دانست که بیعت کنندگان از چه دست مردمی بودند.

 

بعضی مورخان نوشته اند، سرجون مشاور رومی او، گفت اگر معاویه در این باره به تو دستوری دهد چه می گویی؟ گفت سخن او را می پذرم. سرجون نامه ای از معاویه به او نشان داد که اگر در عراق دشواری پیش آیداز یک سو به حسین می نوشتند که با نعمان ابن بشیر انجمن نمی کنیم، به نماز او حاضر نمی شویم  انتظار ترا می بریم. از سوی دیگر پسر زیاد را این چنین به آسانی پذیره شدند. چرا؟ چون هر دو عکس العمل مناسب روحیه ی هر دو حاکم بود. پسر بشیر مردی نرم خو، آرامش جو و ملاحظه کار بود و می خواست دست خود را بخون نیالاید، در حالی که پسر زیاد مردی بود  و می خواست دست خود را بخون نیالاید، در حالی که پسر زیاد مردی بود سخت دل و خونخوار و بی گذشت که بر دشمن نمی بخشید، و چنانکه بارها در تاریخ این مردم خوانده ایم  و چنانکه در چند جای همین کتاب نیز نوشته شد، مردم کوفه برابر امیران ستمکار ناتوان بودند و در مقابل آنان که با ایشان نرمی نشان می دادند درشت رفتاری می کردند:

 

عاجز و مسکین هر چه ظالم و بدخواه

 

ظالم  و بدخواه هرچه عاجز و مسکین

 

پی‌نوشت ها:

 

1- سوگندهای خود را پس از عهد خویش شکستند.

 

2- طبری

 منبع: پس از پنجاه سال، سید جعفر شهیدی

برگرفته از تبیان

برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 12

[ دوشنبه 24 بهمن 1390 ] [ 22 ] [ ] [ ]

روایت دکتر مصطفی چمران از 16 آذر 32قسمت اول
شانزدهم آذر در سراسر عمر حكومت محمدرضا پهلوی و دوره پس از كودتای ‌‌28 مرداد ‌‌1332 چیزی بیش از یك روز در تقویم بود. این روز و یاد و خاطره حماس
ه‌ای كه آن ‌را احاطه می‌كرد در آن دوره ‌‌25 ساله به نمادی هویت ساز و بخشی از فرهنگ مبارزه و مقاومت علیه فرهنگ رسمی‌سیاسی و ایدئولوژی رژیم حاكم تبدیل شد.
درباره آنچه در آن روز اتفاق افتاد و معنایی كه نظریه پردازان سیاسی و مردم عادی در سالهای پس از وقوع واقعه به آن نسبت داده اند مطالب بسیاری انتشار یافته است.
دكتر چمران در آن زمان دانشجوی دانشكده فنی دانشگاه تهران و شاهد عینی كشتار دانشجویان بوده است.
« از آن روز ـ یعنی ‌‌16 آذر ‌‌1332 ـ نه سال می‌گذرد ولی وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گویی همه را به چشم می‌بینم؛ صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می‌اندازد، سكوت موحش بعد از رگبار بدنم را می‌لرزاند، آه بلند و ناله جانگذار مجروحین را در میان این سكوت دردناك می‌شنوم، دانشكده فنی خون‌آلود را در آن روز و روزهای بعد به رای العین می‌بینم.
آن روز ساكت ترین روزها بود و چون شواهد و آثار احتمال وقوع حادثه‌ای را نشان می‌داد، دانشجویان بی اندازه آرام و هوشیار بودند كه به هیچ وجه بهانه ای به دست كودتاچیان حادثه ساز ندهند. پس چرا و چگونه دانشگاه گلوله باران شد؟ و چطور سه نفر از بهترین دوستان ما، بزرگ نیا، قندچی و رضوی به شهادت رسیدند؟
جواب به این سئوال مستلزم بررسی شرایط آن زمان و حوادث پی در پی آن روزهاست. وقایع آن ایام چون حلقه‌های زنجیر به هم مرتبط بوده یكی پس از دیگری پیش می‌آمد. دولت كودتا هر روز قدم تازه ای برخلاف ایده‌ها و آرزوهای مردم برمی‌داشت. در محاكمه فرمایشی مصدق، پست ترین و منفورترین افراد به ساحت پاك رهبر ارجمند ملت ایران اهانت‌ها می‌كردند و دشنام‌ها می‌دادند.
دنیس رایت نماینده استعمار باز می‌گردد
سفارت انگلستان دوباره افتتاح می‌شد و "دنیس رایت" كاردار سفارت قرار بود كه به ایران بیاید. كمپانی‌های نفتی برای تصرف مجدد نفت ایران نقشه می‌كشیدند. نیكسون معاون رییس جمهور آمریكا به ایران می‌آمد تا نتیجه ‌‌21 میلیون دلار كودتا را ببیند. ناراحتی و نارضایتی مردم هر روز بیشتر اوج می‌گرفت. آتش خشم و كینه مردم هر لحظه بیشتر زبانه می‌كشید. فریاد اعتراض از هر گوشه و كناری به گوش می‌رسید. دولت كودتا و استعمار خارجی نیز برای انتقام از مردم مبارز ایران، به خصوص دانشجویان دانشگاه تهران، دندان تیز كرده بودند كه فاجعه ‌‌16 آذر بروز كرد ...
دكتر مصدق در دوران حكومت ‌‌27 ماهه خود سیر تاریخ ایران را تغییر داد. پیش از او اداره امور كشور در جهت منافع دول استعمارگر خارجی و به صلاحدید یا فرمان آنان صورت می‌گرفت. نفت ایران به نفع انگلستان جریان داشت و حتی حدود ‌‌16 درصد كه به موجب قرارداد ظالمانه تحمیلی ‌‌1933 به دولت ایران می‌رسید، به عناوین مختلفه دوباره به كیسه آنان برمی‌گشت.
سیاست خارجی ایران بردگی و دنباله روی از سیاست آنان بود. امپراطوری انگلستان با یك قرن و نیم سیطره وحشت آور خود چنان رعب و وحشتی در دلها ایجاد كرده بود كه احدی را جرات مخالفت با آنان نبود. انگلستان شكست ناپذیر تلقی می‌شد و پنجه در افكندن با او باعث نابودی می‌گشت. ولی مصدق این مجسمه هیولایی را كه در ذهن عده ای جنبه نیمه خدایی داشت شكست و چنان جان تازه ای به مردم داد كه نه تنها مردم ایران، بلكه مردم اكثر ممالك خاورمیانه یكی پس از دیگری در برابر استعمار انگلستان و دست نشاندگان آنها قیام كردند و خورشید اقبال شیر پیر انگلستان در شرق غروب كرد.
دكتر مصدق نفت را ملی نمود و اولتیماتوم‌ها و كشتی‌های جنگی و محاصره نظامی‌انگلستان كوچكترین وحشتی در دل مردم ایجاد نكرد.
محاصره اقتصادی و قطع كمك‌های خارجی نیز نه تنها توانست مصدق را شكست دهد بلكه مصدق با اقتصاد بدون نفت برای اولین بار توانست بودجه ایران را متعادل كند و این خود یكی از افتخارات بزرگ حكومت اوست.
انگلستان و سایر دول استعماری پس از یاس از مبارزه اقتصادی، شاه و هیات حاكمه ایران را بر ضد مصدق برانگیخت ولی تلاش این عوامل شناخته شده استعمار نیز طی قیام ‌‌30 تیر و حوادث ‌‌9 اسفند و ‌‌28 مرداد مفتضحانه شكست خورد.
كودتای ‌‌21 میلیون دلاری
منافع سرشار نفت در دل صاحبان كمپانی‌های نفتی كه در اداره حكومت انگلستان و آمریكا نفوذ داشتند وسوسه می‌كرد به خصوص كه موقعیت سوق الجیشی ایران نیز برای سیاست آمریكا اهمیت فوق العاده ای داشت و سیاست غیرمتعهد مصدق برای آنان ناگوار بود. سرانجام دولت آمریكا نیز به كمك انگلستان وارد معركه شد و پس از یك سلسله توطئه چینی اداره جاسوسی آمریكا، اشرف خواهر شاه، جنرال شوارتذكف و هندرسن سفیر آمریكا در ایران كودتای ‌‌28 مرداد با صرف ‌‌21 میلیون دلار عملی شد. دكتر مصدق و یاران با وفای وی به زندان افتادند. آزادی مردم سلب شد و به جای آن حكومت نظامی‌و دیكتاتوری مردم آزاده را تحت فشار گذاشت. آزادیخواهان و وطن پرستان در مخوف ترین شكنجه گاه‌ها زجر می‌دیدند و به دورترین و بد آب و هواترین نقاط تبعید می‌شدند.
راه مصدق و نهضت مقاومت ملی
روزنامه‌ها همه توقیف شدند و مدیران آنها به زندان افتادند و فقط ورق پاره‌های كثیف مزدوران هیات حاكمه انتشار می‌یافت ولی مردم نیز ساكت ننشستند. مردمی‌كه برای حفظ حكومت ملی خود سی تیر به پا كرده بودند، مردمی‌كه افتخار ملی شدن نفت و پیروزی بر امیراطوری انگلستان نصیبشان شده بود، مردمی‌كه برای اولین بار پس از مدت‌های دراز بر پای خود ایستاده لذت آزادی و استقلال را درك كرده بودند، مردمی‌كه پس از قرن‌ها اسارت و ذلت كسب شرافت و حیثیت كرده بودند، حاضر نبودند كه این آسانی دوباره تن به ذلت داده زیر بار بیگانگان روند. نهضت مقاومت ملی ایران از احزاب و نیروهای ملی تشكیل شد و مسئولیت مبارزه بر علیه كودتاچیان ملی تشكیل شد و مسئولیت مبارزه بر علیه كودتاچیان بر عهده اش واگذار شد. «راه مصدق» ارگان نهضت مرتبا پخش می‌شد و اگرچه هر چند روزی دولت چایخانه ای از نهضت می‌گرفت ولی انتشار راه مصدق قطع نمی‌شد. علاوه بر تظاهرات موضعی كوچك و پراكنده اولین تظاهرات یكپارچه مردم در روز ‌‌16 مهرماه یعنی تقریبا یك ماه و نیم بعد از كودتا به رهبری نهضت مقاومت ملی انجام شد. دانشگاه و بازار به طرفداری از مصدق اعتصاب كردند و تظاهرات پرشوری به وقوع پیوست و مخالفت و مبارزه مردم علیه دستگاه به گوش همه رسید. اگرچه دولت از یكپارچگی و جسارت مردم به وحشت افتاده عده زیادی را گرفت و سران بازار را دستگیر كرد ولی این فشارها در مردم اثری ننمود.
دادگاه «حكیم فرموده»
ماه بعد - ‌‌17 آبان - اولین روز محاكمه دكتر مصدق بود. محاكمه ای كه عده ای عمال چشم و گوش بسته و دل سیاه آن را اداره می‌كردند و اعضای آن بختیارها و آزموده‌ها بودند. محاكمه ای كه به قول خود مصدق «قاضی و دادستان و مدعی همه شخص شاه بودند» جوش و خروش مردم به شدت درجه رسید و به عنوان اعتراض به دادگاه قلابی بلخ تظاهرات ‌‌21 آبان به رهبری نهضت مقاومت ملی در سراسر كشور به وقوع پیوست. ده‌ها هزار مردم در این تظاهرات شركت كردند و مخصوصا دانشجویان و بازاریان پیشقدمان آن به شمار می‌رفتند. دولت كودتا سخت به تلاش افتاد و فشار خود را به منتها درجه رسانید. طاق بازار را بر سر بازاریان مبارز و وطنخواه خراب كرد و دكان‌های رهبران فداكار بازار را به وسیله گماشتگان خود غارت نمود و هزارها مردم مبارز را گرفتار غل و زنجیر كرد. زندان‌ها پر شد حتی سربازخانه‌ها را نیز زندان كردند و هر روز صدها نفر را به بنادر جنوب می‌فرستادند. مرحوم حاج حسن شمشیری بین تبعیدشدگان به جزیره خارك بود. دستگیرشدگان به شدیدترین و دردناك ترین وجه شكنجه می‌شدند كه قلم از شرح آن شرم دارد ... چه ستم‌ها كه نكردند و چه جنایت‌ها كه مرتكب نشدند ... این لكه‌های ننگ و وحشیگری چقدر بر صفحات تاریخ ایران غم انگیز و شرم آور است ... فقط فداكاری و بلندنظری مردم ایران كه در مقابل این همه وحشیگری و زجر و شكنجه مقاومت كرده دست از مبارزه بر نمی‌داشتند و خون شهدایی كه مرگ شرافت آمیز را بر زندگی ذلت بار ترجیح داده جان سپردند شاید این لكه‌های ننگ را از تاریخ ایران بشوید.
برای بازگشت به دوران سیاه گذشته دولت كودتا درصدد برآمد كه آثار حكومت مصدق را به كلی محو كند و مخصوصا روحیه و اراده مردم را بكشد. از این رو قانون ملی شدن صنعت نفت را «كان لم یكن» تلقی كردند و كارتل بین المللی نفت برای بلع منافع نفت ایران دست به كار شد. دكتر امینی وزیر دارایی حكومت كودتا مامور و مسئول قرارداد كذایی كنسرسیوم شد. برای تسریع در كار نفت درصدد افتتاح فوری لانه جاسوسی انگلستان كه در زمان مصدق بسته شده بود، برآمدند. در تاریخ ‌‌16 آبان سران حكومت كودتا و دولت انگلستان برای تجدید روابط مخفیانه شروع به مذاكره كردند و زاهدی در تاریخ ‌‌14 آذر تجدید رابطه با انگلستان را اعلام كرد و قرار بود كه "دنیس رایت" كاردار سفارت انگلستان چند روز بعد به ایران بیاید.
اعمال خائنانه دولت كودتا هر روز بر بغض و كینه مردم می‌افزود و بر آتش خشم و غضب آنان دامن می‌زد. از روز ‌‌14 آذر تظاهراتی كه در گوشه و كنار به وقوع می‌پیوست وسعت گرفت و در بازار و دانشگاه عده ای دستگیر شدند. روز ‌‌15 آذر مجددا تظاهرات بی سابقه ای در دانشگاه و بازار صورت گرفت. در دانشكده‌های پزشكی، حقوق و علوم، داندنپزشكی، تظاهرات موضعی بود و جلوی هر دانشكده مستقلا انجام می‌گرفت و سرانجام با یورش سربازان خاتمه می‌یافت و عده ای دستگیر شدند. در بازار نیز همزمان با تظاهرات دانشجویان، مردم دست به اعتصاب زده شروع به تظاهرات كردند و عده ای به وسیله مامورین نظامی‌گرفتار شدند. در این تظاهرات مردم و دانشجویان ضمن پشتیبانی از راه مصدق برای دادگاه قلابی سلطنت آباد و افتتاح مجدد لانه جاسوسی انگلستان ابراز نفرت و انزجار می‌كردند.
دانشگاه سنگر تسخیرناپذیر
ضمنا در تاریخ ‌‌24 آبان اعلام شده بود كه نیكسون معاون رییس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور به ایران می‌آید. نیكسون به ایران می‌آمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی كه در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در كنگره آمریكا بعد از كودتای ‌‌28 مرداد) را بیند.
دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند كه هنگام ورود نیكسون، ضمن دمونستراسیون عظیمی، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا و طرفداری خود را از دكتر مصدق نشان دهند. تظاهرات بر علیه افتتاح مجدد سفارت و اظهار تنفر به دادگاه «حكیم فرموده» همه جا به چشم می‌خورد و وقوع تظاهرات هنگام ورود نیكسون حتمی ‌می‌نمود.
ولی این تظاهرات برای دولتیان خیلی گران تمام می‌شد زیرا تار و پود وجود آنها بستگی به كمك سرشار آمریكا داشت. این بود كه دستگاه برای خفه كردن مردم و جلوگیری از تظاهرات از ارتكاب هیچ جنایتی ابا نداشت. روز ‌‌15 آذر یكی از دربانان دانشگاه شنیده بود كه تلفنی به یكی از افسران گارد دانشگاه دستور می‌رسد كه «باید دانشجویی را شقه كرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت كه عبرت همه شود و هنگام ورود نیكسون صداها خفه گردد و جنبنده ای نجبند ...».
دولت بغض و كینه شدیدی به دانشگاه داشت زیرا دانشجویان پرچمدار مبارزات ملی بوده و با فعالیت مداوم و موثر خود هیات حاكمه را به خطر نسبی و سقوط تهدید می‌كردند. دولت با خراب كردن سقف بازار و غارت اموال رهبران آن، بازاریان را كم و بیش مجبور به سكوت كرد ولی دانشگاه همچنان خاری در چشم دستگاه می‌خلید و دست از مبارزه برنمی‌داشت و دستگاه همچون درنده خونخواری به كمین نشسته دندان تیز كرده بود كه از دانشجویان مبارز دانشگاه انتقام بگیرد. انتقامی‌كه عبرت همگان گردد.
یورش به دانشگاه
این بود كه به خاطر انتقام از دانشجویان و بهانه تظاهرات بر علیه تجدید رابطه با انگلستان و برای جلوگیری از تظاهرات در مقابل نیكسون جنایت بزرگ هیات حاكمه ایران در صبح روز دوشنبه شانزده آذرماه ‌‌1332 در صحن مقدس دانشگاه به وقوع پیوست. صبح شانزدهم آذر هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده سربازان و اوضاع غیرعادی اطراف دانشگاه شده وقوع حادثه ای را پیش بینی می‌كردند. نقشه پلید هیات حاكمه بر همه واضح بود و دانشجویان حتی الامكان سعی می‌كردند كه به هیچ وجه بهانه ای به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با كمال خونسردی و احتیاط به كلاس‌ها رفتند و سربازان به راهنمایی عده ای كارآگاه به راه افتادند. ساعت اول بدون حادثه مهمی‌گذشت و چون بهانه ای به دست آنان نیامد به داخل دانشكده‌ها هجوم آوردند. از پزشكی، داروسازی، حقوق و علوم عده زیادی را دستگیر كردند. بین دستگیرشدگان چند استاد نیز دیده می‌شد كه به جای دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل كامیون كشیده شدند. همچنین بین زنگ اول و دوم هنگام تفریح سربازان به محوطه دانشكده فنی آمده چند نفری را به عناوین مختلف و بهانه‌های مجهول و مسخره گرفته، زدند و بردند. در تمام این جریانات دانشجویان سكوت و خونسردی خود را حفظ كرده با موقع شناسی واقع بینانه ای از دادن هر گونه بهانه ای خودداری می‌كردند. ولی زدن و گرفتن دانشجویان اشتهای خونخوار دستگاه را اقناع نمی‌كرد. آنها نقشه كشتن و «شقه كردن» دانشجویان را كشیده بودند و این دستور از مقامات بالاتری به آنها داده شده بود. سركردگان اجرای این دستور و كشتار ناجوانمردانه عده ای از گروهبانان و سربازان «دسته جانباز» بودند كه اختصاصا برای اجرای آن ماموریت و استثنائا آن روز به دانشگاه اعزام شده بودند. این سربازان كه به مسلسل‌های سب مجهز بودند بیشتر به جلادان قدیم شباهت داشتند. كشتار و حمله‌های اصلی توسط این سربازان انجام گرفت و سربازان عادی فقط دنباله رو و محافظ سربازان دسته «جانباز» بودند.

برگرفته از سایت تبیان

برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 14

[ دوشنبه 24 بهمن 1390 ] [ 17 ] [ ] [ ]

صلح حدیبیه

در ماه ذی‌قعده سال ششم، پیامبر (ص) در خواب دید با یارانش به مكه رفته و به انجام حج عمره در كعبه موفق گشته‌اند. پیامبر به دنبال آن از مسلمانان و قبایل اطراف مدینه دعوت كرد با او برای انجام عمره به مكه بروند.اكثریت مهاجر و انصار مدینه همراه پیامبر از مدینه بیرون رفتند.
پیامبر به «ذی‌الحلیفة» (اكنون «مسجد شجره» در آن است) رسید، جامه احرام پوشید و بر هفتاد شتر نشانه قربانی زد و از جلو راند تا به قریش بفهماند كه او تنها برای انجام حج عمره و طواف كعبه آمده است.
در دو منزلی مكه، مردی بنام بشیر، در گزارش وضعیت مکه به پیامبر گفت: قریش برای جلوگیری از شما همگی همراه خانواده‌شان از شهر خارج شده تا نگذارند شما مكه بیایید و خالدبن ولید با دویست نفر پیشاپیش تا «كراع الغمیم» آمده‌اند.
پیامبر فرمود:
«وای بر قریش كه هستی خود را با كینه توزی‌ها از دست داده‌اند. من در راه این دین آن قدر می‌جنگم تا خدا آن را پیروز گرداند یا كشته شوم!»
سپس فرمود: كیست تا ما را از راهی ببرد كه با قریش برخورد نكنیم؟
مردی این كار را بر عهده گرفت سپس مهار شتر پیامبر را به دست گرفت و پس از عبور از راه‌های دشوار تا روستای «حدیبیه» در نزدیكی مكه رفتند.
ناگهان شتر از رفتن ایستاد و پیامبر فرمود: من امروز هر پیشنهاد قریش مبنی بر مراعات خویشاوندی را می‌پذیرم.

رفت و آمد فرستادگان قریش
قریشیان، آمدن مسلمانان به مكه را برای خود ننگ می‌دانستند. وقتی چند نفر از بزرگان قریش نزد پیامبر (ص) آمده هدف او را از سفر به مكه می­‌پرسیدند پیامبر پاسخ همه را به یك گونه می‌داد و می‌فرمود:
«ما برای زیارت كعبه و انجام عمره آمده‌ایم سپس این شتران را قربانی كرده گوشت آن‌ها را برای شما وامی‌گذاریم و بازمی‌گردیم!»
عروة بن مسعود ثقفی، وقتی از نزد پیامبر(ص) برگشت، به قریش ­گفت:
«من به دربار فرمانروایان ایران و روم و حبشه رفته‌ام و چنین احترامی كه پیروان محمد از او می‌كنند در دربارهای آن‌ها ندیده‌ام و او را تسلیم شما نخواهند كرد.»
قریشیان، مكرز بن حفص را با گروهی فرستادند تا مسلمانی را دستگیر كرده و با گروگان‌گیری بتوانند خواسته خود را بر مسلمانان بقبولانند، اما مكرز و همراهان به دست مسلمانان اسیر شدند و پیامبر دستور داد آن‌ها را آزاد كنند.
پیامبر (ص)، به عمر فرمود: نزد قریش برو و هدف ما را از سفر به مكه، به آن‌ها برسان. عمر كه از قریش بر جان خود می‌ترسید گفت: بهتر است عثمان را بفرستی كه خویشانی در مكه دارد و می‌توانند از او حمایت كنند.
پیامبر (ص)، عثمان را به مكه فرستاد و عثمان در پناه پسر عمویش (ابان بن سعید) پیام پیامبر را به قریش رساند.
قریش گفتند: ما نمی‌گذاریم محمد طواف كعبه كند ولی خودت می‌توانی طواف كنی؟
عثمان گفت:‌تا پیامبر طواف نكند من طواف نمی‌كنم. قریشیان او را در مكه زندانی كردند.

بیعت رضوان
به مسلمانان خبر رسید كه عثمان را كشته‌اند! پیامبر فرمود: از زیر این درخت برنخیزم تا تكلیفم را با قریش معلوم سازم و به دنبال آن از مسلمانان برای دفاع از اسلام بیعت گرفت که این بیعت را «بیعت شجره» گفته‌اند.
پیامبر با عمل به قریشیان فهماند که اگر سر جنگ داشته باشند او نیز آماده جنگ خواهد شد.

تنظیم صلح‌نامه توسط فرستاده قریش
قریش پس از مشورت­های زیاد، سهیل بن عمرو را فرستاد تا صلح­نامه­ای بین پیغمبر و او بسته شود. پس از مذاکرات، مواد زیر نوشته شد:
1) از این تاریخ به بعد، جنگ تا ده سال میان طرفین ترك شود.
2) اگر كسی از قریشیان كه تحت قیمومیت و ولایت دیگری است بدون اجازه سرپرست خود به نزد محمد آمد مسلمانان او را به سرپرست او بازگردانند ولی باز گرداندن مسلمانان از مكه به مدینه، الزامی نیست.
3) پیمان بستن قبایل عرب با یكی از دو طرف آزاد است و از طرف قریش، الزام و تهدیدی در این كار انجام نشود.
4) محمد و پیروانش باید امسال از رفتن به مکه صرف نظر کنند و سال آینده می‌توانند برای زیارت كعبه و عمره به مكه بیایند مشروط بر آن كه سه روز بیشتر در مكه نمانند و به جز شمشیر در غلاف، اسلحه‌ای با خود نیاورند.
5) طرفین راه‌های تجاربی را برای همدیگر آزاد بگذارند و مزاحمتی برای یكدیگر فراهم نكنند.
6) تبلیغ اسلام در مكه آزاد باشد و مسلمانان مكه بتوانند آزادانه مراسم مذهبی خود را انجام دهند و كسی حق سرزنش و آزار آن‌ها را نداشته باشد.
پس از امضای قرارداد، قبیله خزاعه، هم پیمان پیامبر و قبیله بكر، هم‌پیمان قریش شد و قبیله بكر با شبیخون به قبیله خزاعه، مقدمه نقض قرارداد را فراهم ساخت و سبب شد تا پیامبر در سال هشتم با لشكری برای دفاع از قبیله خزاعه به سوی مكه حركت كند.
این قرارداد، پیروزی بزرگی برای مسلمانان به ارمغان آورد، چنان‌كه به گفته بسیاری از مفسران، سوره فتح در همین رویداد ناز ل شد.
از زهری نقل شده است:
«برای مسلمانان، پیروزی‌ای بزرگ‌تر از صلح حدیبیه نبود، زیرا مسلمانان پیوسته در جنگ با مشركان بودند و از آن پس با خیالی آسوده به دین‌آموزی و دفع دشمنان دیگر و گسترش اسلام در جزیرة العرب و قاره‌ها و سرزمین‌های دیگر پرداختند و عموم مورخان، نامه‌نگاری پیامبر را به سران جهان برای پذیرش اسلام و رویدادهای بعدی را پس از صلح حدیبیه دانسته‌اند.»
پیروزی دیگری این قرارداد برای مسلمانان آن بود كه تازه مسلمانان در مكه می‌توانستند آزادانه مراسم دینی را انجام دهند و به تبلیغ اسلام در مكه و اطراف آن بپردازند و افراد بسیاری را مسلمان كنند.


منبع:
زندگانی حضرت محمد(ص)، هاشم رسولی محلاتی

برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 35

[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 21 ] [ ] [ ]

دشمن ستیزی از دید گاه امام خمینی رحمت الله علیه
 

چکیده

یکی از ویژگیهای برجسته امام خمینی (رحمة‏اللّه‏ علیه) برخورداری از بینش عمیق نسبت به دشمن و شگردهای آن و توصیه مردم به هوشیاری در برابر توطئه ‏هاست. انقلاب اسلامی به دلیل ماهیت استکبارستیزی خود و آسیب‏ رسانی جدی به منافع آمریکا در ایران و منطقه، مورد دشمنی آمریکا قرار گرفته است. ملت مسلمان ایران با درک عمیق این خصومت توانسته است نقشه‏ های شوم آمریکا را در هر مرحله با شکست قرین سازد لذا هرگونه سعی و تلاش در جهت تخریب این باور، راه نفوذ دشمن را هموار می‏ سازد و در جهت تهدید امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران ارزیابی می‏شود. این مقاله به مقوله مهم دشمنشناسی از دیدگاه امام خمینی (رحمة‏اللّه ‏علیه) می ‏پردازد. بررسی اهداف بلندمدت امام در راستای عزت مسلمین جهان نشان می‏دهد که دشمنی استکبار جهانی دقیقا ناشی از ضربات مهلکی است که از انقلاب اسلامی دریافت کرده است.

دعوت مردم به دشمن شناسی، معرفی چهره واقعی دشمن و استراتژی آن و بررسی اصول و مبانی امام خمینی (رحمة‏اللّه‏ علیه) در مبارزه با دشمن از مباحث مهم این مقاله است.

یکی از ضعفهای اساسی عامه مسلمین از صدر اسلام بویژه زمان حکومت امیرالمؤمنین(علیه‏ السلام) تا کنون، نشناختن دشمن یا ضعف در دشمن‏ شناسی بوده است. همین امر موجب شکست و از دست دادن حکومت و عملی نشدن بسیاری از احکام اسلام بوده و هست.

اهمیت دشمن‏ شناسی در تعالیم اسلامی آنقدر است که قرآن کریم در آیات متعددی(1) به تعبیرهای مختلف به این موضوع پرداخته است. سخنان معصومین (علیه م‏السلام) خصوصا پیامبر اکرم (صلی‏ اللّه‏ علیه ‏وآله) و علی (علیه‏ السلام) مملو از بحث دشمن ‏شناسی و هشدار نسبت به خطرات آنان است. از همین رو امام خمینی آن را یک تکلیف شرعی(2) می‏داند و همواره بر آن تأکید می‏کند.

عامه مردم ایران حتی قشر روشنفکر، دانشجویان و جوانان ما از این ضعف و نقص نیز مبرا نیستند؛ خصوصا در درجه‏ بندی دشمنان و اولویت‏ بندی در رویارویی و درک اهداف، ماهیت و روشهای آنان دچار نوعی ناتوانی اساسی بوده و هستند. اگرچه خصلت حقگرایی مردم ایران همواره موجب شده است که گاهی پس از تحمل خسارت سنگینی بالاخره دشمن را بشناسد.

امام (رحمة‏اللّه‏ علیه) به این مسأله مهم و حیاتی اسلام و انقلاب و ایران توجه و عنایت خاصی داشته‏ اند. از همان سالهای نخست مبارزه (سال 40) تا لحظه وفات به مقوله دشمن‏ شناسی و دشمن ‏ستیزی اشاره داشته‏ اند؛ به‏گونه‏ ای که کمتر سخنرانی و پیامی از ایشان می‏ یابیم که اشاره‏ای به ابعاد مختلف این موضوع نکرده باشد.

اهداف و استراتژی امام

بدون تردید اهداف و استراتژی امام، که همان اهداف انبیا و خصوصا رسول اکرم (صلی‏ اللّه‏ علیه‏ وآله) است، بطور طبیعی و قهری دشمنان زیادی برای خود می‏سازد که این امر اجتناب ‏ناپذیر است.


ادامه مطلب
برچسب ها: , | موضوع : | بازدید : 41

[ جمعه 7 بهمن 1390 ] [ 12 ] [ ] [ ]
صفحه قبل 1 ... 4 5 6 7 8 9 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آن گاه که در دریای خروشان زندگی در چنگال طوفان جهل و ترس اسیر شدی... و ساحل صلاح و صلح و کشتی نجات و رهایی را آرزوی کردی... " قــــرآن بــخوان " ****************************** چقدر قشنگه اینقدر مخلصانه برا ی امام عصر مطلب بنویسیم که آقا شب ظهور خبر ظهورشون و بدن ما براشون منتشر کنیم !! ****************************** بچه ها آرایش جنگ بگیرید, دشمن را رصد کنید, یارگیری کنید, با وضو پشت کامپیوتر بنشینید چون اَخر شهید در انتظار شماست... (سردار یکتا) ****************************** خار در چشم دشمن و ایادی می کنیم زیر سایه ی ولی، احساس شادی می کنیم کوری چشم سران فتنه و بیگانگان چَشم آقا، ما حمایت از کار و سرمایه ملی می کنیم ****************************** رهبرا از شوق لبخند تو شادی می کنیم اذن تو باشد اگر، عزم تولید ملی می کنیم کوری چشم تمام دشمنان بُزدلت حمایت از کار و سرمایه ایرانی می کنیم ****************************** امام عاشقان! خیالت تخت.....تا رهبرمان هست ، اسلام پابرجاست.........تا رهبرمان هست یاد خمینی زنده است.........تا زمانی که مولایمان ظهور نکرده بیدار است...........نمی گذاریم آب در دلش تکان بخورد........همواره شهید می دهیم اما بر سر آرمان ها و وعده هایمان با شهیدان هستیم!!! دعایمان کن تا مثل همیشه بمانیم!!! ********* بگذار دشمن خود را بفریبد و در انتظار از پا نشستن ما باشد ... "سید مرتضی آوینی" ******************* دشمن امید بسته بود که شاید بتواند از این اب گل الود ماهی بگیرد ... هر فتنه ای در مقابل حق در مقابل ملت هوشیار از بین خواهد رفت گرد وغبار فرو خواهد نشست . ***************** «لورنس براون» «اگر مسلمانان در يك امپراتوري اسلامي، متحد شوند، خطر بزرگي به وجود ميآورند و يا ممكن است نعمتي براي جهان باشند، ولي تا روزگاري كه متفرق هستند و با يكديگر سازگاري ندارند، بدون وزن و اثر بوده و از آينده آنان نبايد هراس داشته باشيم.» *********************************** جاسوسان انگليسي در جهان اسلام، ايجاد جنگ هاي فرقه اي ميان مسلمانان را توصيه مي كردند: «اسلام به پيروان خود دستور ميدهد تا اتحاد و دوستي را ميان خود حفظ كنند و از اختلاف بپرهيزند، و قرآن به آنان فرمان مي دهد: «واعتصموا بحبلا... جميعاً و لا تفرقوا» حال آنكه بايد هرچه بيشتر بدگماني را در ميان مسلمانان نسبت به يكديگر گسترش داد و در اين مورد بايد به انتشار كتاب هايي كه در آن توهين به مذاهب يكديگر كرده باشند و تفرقه را دامن بزند، استفاده كرد و براي اين كار بايد به مقدار كافي هزينه مالي نمود.»
آرشيو مطالب
جعبه پیام
خبرنامه
جستجو در وبلاگ

آمار بازدید
آنلاین : 6
بازدید امروز : 29
بازدید دیروز : 74
بازدید هفته گذشته : 455
بازدید ماه گذشته : 1710
بازدید سال گذشته : 12088
کل بازدید : 12138
امکانات وب
خطاطي نستعليق آنلاين

blag blog

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

كد /upload/photoshop.js" type=text/javascript>